
پایان نامه بررسی پنج عامل شخصیت بر هوش هیجانی و خلاقیت در دختران و پسران (فرمت فایل Word و باقابلیت ویرایش)تعداد صفحات 176
هدف انجام این تحقیق بررسی رابطه پنج عامل شخصیت ( برون گرایی E ، روان رنجوری N، انعطاف پذیری O، دلپذیر بودن A، وجدان C ) با هوش هیجانی و خلاقیت در دانش آموزان دختر و پسر سال دوم متوسطه شهرستان میمند می باشد. در این تحقیق متغیر اول پنج عامل شخصیت با عنوان متغیر مستقل و دو متغیر هوش هیجانی و خلاقیت به عنوان متغیر وابسته محسوب می شوند. بدین منظور از جامعه آماری دانش آموزان 100 نفر به طور تصادفی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند.
در این پژوهش از پرسش نامه پنج عامل شخصیت ، هوش هیجانی سیبر یا شیرینگ و خلاقیت عابری استفاده شده است. ( هوش عاطفی در این پژوهش معادل هوش هیجانی است.)
برای تعیین روابط بین متغیر های پنج عامل شخصیت و هوش هیجانی و خلاقیت از رگرسیون چندگانه استفاده شد و نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد :
بین دختران و پسران در پنج عامل شخصیت دختران در عامل N (روان رنجوری) میانگین بیشتری نسبت به پسران کسب نموده اند ولی در سایر عوامل میانگین پسران بیش از دختران است
79-خوردگی فولاد در سازه های بتن مسلح و روشهای کاهش اثرات مخرب آن
52-فازی سازی چند کد وضعیت در ارزیابی فاضلابروهای بتنی

به منظور شناخت مناسب نحوه عملکرد پروتکل در شبکه می بایست با برخی از مدل های رایج شبکه که معماری شبکه را تشریح می نمایند، آشنا گردید. مدل OSI (Open Systems Interconnection) بعنوان یک مرجع مناسب در این زمینه مطرح است . در مدل فوق از هفت لایه برای تشریح فرآیندهای مربوط به ارتباطات استفاده می گردد. در حقیقت هریک از لایه ها مسیولیت انجام عملیات خاصی را برعهده داشته و معیار و شاخص اصلی تقسیم بندی بر اساس عملیات مربوطه ای که می بایست در هر لایه صورت پذیرد. مدل OSI بعنوان یک مرجع و راهنما برای شناخت عملیات مربوط به ارتباطات استفاده می گردد. در بعد پیاده سازی خیلی از پروتکل دقیقا" از ساختار مدل OSI تبعیت نخواهند کرد. ولی برای شروع و آشنا شدن با عملکرد یک شبکه از بعد ارسال اطلاعات مطالعه مدل فوق موثر خواهد بود. شکل زیر هفت لایه معروف مدل OSI را نشان می دهد.
مقدمه
عناصر مربوط به زیرساخت منطقی
پروتکل های شبکه
مدل های شبکه ای
چرا پروتکل TCP/IP ؟
اجزای پروتکل TCP/IP
پروتکل های موجود در لایه Application پروتکل TCP/IP
برنامه های کمکی TCP/IP
مدل آدرس دهی IP
نحوه اختصاص IP
DHCP
IP Subnetting
سرویس های Name Resolution
سرویس دهنده DNS
سرویس دهنده WINS
دستیابی از راه دور
IP Routing
Satatic Routing
Dynamic Routing
زیر ساخت امنیتی
آشنائی با عناصر یک شبکه محلی
مقدمه:هنر دیدن نوشتن کار بیهوده ای است اگر در ابتدای امر هنر دیدن جهان ، به منزله یک داستان بالقوه به ذهن متبادر نشود. ( ولادیمیرناباکوف ) برای آنکه بتوانیم خوب بنویسیم باید آدمها و زندگیهایشان را بشناسیم باید دقیق و عمیق به پدیدهها و مسائل اطرافمان نگاه کنیم و عمیقاً دربارهشان فکر کنیم .ما در مقام یک نویسنده زمانی قادر خواهیم بود ، احساس زندگی را به خواننده آثارمان منتقل کنیم که ابتدا خودمان عمیقاً این احساس را تجربه کرده باشیم .در این راه هنر دیدن به ما بسیار کمک خواهد کرد .هنری که با صبری طولانی به دست میآید بواقع یک هنرمند ، یک نویسنده میداند که در هر چیز ، جزئی کشف ناشده و نادیده وجود دارد ، اما ما چشمان خود را عادت دادهایم تا تنها چیزهایی را ببینیم که دیگران پیش از ما دیدهاند ولی یک نویسنده به خوبی میداند که در فرد یا شئ یا پدیدهای چیزی نهفته است که آن فرد یا آن شئ را از افراد یا اشیاء دیگر متمایز میکند او باید به دنبال این نظمهای مخفی این جزءهای نهفته برود حقیقت اینست که اکثر انسانها در اغلب لحظات به علت غرق شدن در عادتها فرورفتن در خودخواهیها و یا سردشدن در بیتفاوتهای تنها روی خود توجه و تمرکز دارند تا اشیاء و موجودات اطرافشان و تنها در بعضی لحظات کوتاه ناب شاعرانه و معنویت که میتوانند هستی و وجود را حس کنند بنابراین پیشنهاد میکنم روی هنر دیدن تمرین کنید یعنی باید سعی کنیم حساسیتها را بالا ببریم و توانایی جذب و گرفتن همه امواجی را که از آدمها روابط و موقعیتهایشان منتشر میشود را کسب کنیم توجه داشته باشیم که این حساسیتها با احساساتی بودن به شدت فرق دارد احساساتی بودن یعنی خود را به دست احساسات سپردن یعنی در احساسات فرو رفتن و غرقشدن در سالهای تدریس به دفعات بسیاری از هنر جویان پرسیدهاند که چرا هر چه مینویسند مفهومی ندارد چرا شخصیتهای آثارشان عمیق نیست و یا خط طرح داستان فاقد منطق است و نتیجتاً نویسنده شدنشان دارد به رویایی واهی تبدیل میشود خب این دوستان باید ابتدا با توجه مطالعه و تجربه خود را به خوب دیدن مسلح کنند آنها باید بیش از هر چیز یک بیننده دقیق باشند تا متوجه مسائلی شوند که مخاطبان آثارشان هنوز متوجه آن نشدهاند و یا بر روی آنها توجه و دقت کافی ذکر کردهاند واقعیت این است که دنیا و موجوداتش در چشم نویسندگان صاحب نبوغ به همان شکلهای معمول سنتی نیست که دیده میشود بلکه مجموعهای از غافلگیریهای منحصر بفرد است که نویسندگان متبحر آموختهاند که آنها را به روش خاص خودشان ببینند و بر کاغذ بیاورند پس بهتر است قبل از نوشتن ابتدا یاد بگیریم که چگونه میتوان خوب ، دقیق ، و عمیق ببینیم . :زاویه دید این مبحث را با یک پرسش شروع میکنیم ! آیا میدانید نخستین مسئلهای که نویسنده به هنگام شروع داستان با آن مواجه میشود ، چه میباشد ؟ پاسخ : بالاخره چه کسی میخواهد داستان من را تعریف کند ؟ یا راوی داستان کیست ؟ یا از چه زاویه دیدی باید استفاده کنم ؟به نظر بسیاری از منتقدان ، گزینش راوی یا انتخاب زاویه دید مناسب ،مهمترین گزینشی است که نویسنده به آن دست میزند نویسندگان مطرح و شناخته شده وسواس بسیاری ، در انتخاب زاویه دید داستان نشان میدهند:چرا ؟ برای اینکه حوادث ، کنشها : و وقایع ناگزیر توسط کلمات در اختیار خواننده قرار میگیرد ،اما آنچه مهم است این است که به یاری کلمات چه کسی یا چه شخصیتی ؟! انتخاب صحیح روایتگر موجب بر انگیختن عاطفی و ذهنی خواننده شده ، نهایتاً شرکت خواننده را در اثر موجب میشود . اینک به توضیح و تعریف انواع زاویه دید (نظرگاه) همراه با مثالهایی میپردازیم اما آنچه لازم است اشاره شود این نکته میباشد که زاویه دید دوم شخص را در مبحث مونولوگ (تکگویی) توضیح و تشریح خواهیم کرد . تعریف زاویه دید زاویه دید یا نظرگاه به منظری گفته میشود که رویدادهای داستان از آنجا دیده میشود و یا میتوان گفت به روایتگری اطلاق میگردد که نویسنده به یاری او داستان خود را برای خواننده با میگوید . بررسی انواع نظرگاهها الف: زاویه دید اول شخص مفرد 1- ازدید شخصیت اصلی 2-از دید شخصیت فرعی نویسنده در داخل یکی از شخصیتها رفته، از چشم خواننده ناپدپد میشود . و این شخصیت برگزیده نویسنده است که به جای نویسنده ، داستان را به طریق اول شخص نقل میکند. این شخصیت ممکن است فرعی و یا اصلی باشد ، درحوادث داستان شرکت داشته یا فقط ناظر حوادث داستان باشد . در مثال ذکر شده ، نویسنده هر چه را اتفاق میافتد از دید ملخ میبیند یعنی همه افسانه ، بیان افکار و احساسات ملخ از زبان خود اوست . از گرسنگی و سرما کزکرده بودم و مورچه را میدیدم که داشت دانه ذرتی را که از تابستان قبل انبار کرده بود ، هنهن کنان برروی برفها میکشید . شاخکهایم از سرما جمع شده بود و پای چپ عقبم بیاختیار میلرزید آخرالامر دیگر نتوانستم طاقت بیاورم .گفتم :