
در این بخش از سارا شعر ، بررسی و ریشه یابی معروف ترین ضرب المثل های فارسی را مد نظر داشته ایم و بدین لحاظ از منابع مختلفی سود جسته ایم .
در اینجا ذکر این نکته الزامی است که همه آنچه در این بخش تقدیم شده است در تعریف خاص ضرب المثل نمی گنجد و در اصل برخی از موارد ذکر شده از منظر علم بیان ، مفید معنی کنایه است. در اصل اینگونه موارد کنایه های معروف فارسی اند که به دلیل کثرت استعمال با قدری تسامح عنوان ضرب المثل یا مثل سائره یافته اند. با همه این احوال حتی چنین کنایه هایی در تعریف عام ضرب المثل می گنجد.
منتظر نظرات اندیشمندانه شما هستیم.
ایا تا به حال هرچی مثلثات خوندی بی فایده بوده؟ایا میخوای مثلثات و واسه کنکور بذاری کنار؟به پیشنهاد ما فکر کن ...با کمترین هزینه ممکن میتونی علم مثلثات و با کمترین زمان با یه دید جدید ببینی و به تسلط بالایی برسی..در این جزوه زیبا مثلثات کنکور سراسری با کمترین فرمول به صورت کامل اموزش داده میشود و دانش اموز در کمترین زمان ممکن میتواند به تسلط خوبی برسد..این جزوه در67صفحه و به صورت تایپ شده در اختیار شما قرار گرفته است.قیمت جزوه به نسبت محتوای ان ناچیز هست..دوست خوبم اگه پس از خریداری جزوه دیدی ک مطلب مفید و عالی هست اینو به دوستاتم بده تا بتونن اونا هم استفاده کنند...صلوات بر محمد و ال محمد فراموش نشه
بررسی دقیق و تمامی جزئیات شیر های کنترلی به همراه عکس وشماتیک در 70 صفحه پی دی اف و صفحه بندی شده

محتوای این مجموعه به شرح زیر می باشد:
حسابداری صنعتی حسابداری شرکتها
بودجه
حسابداری مالی
حسابداری شرکتها ۱ و ۲
اصول تنظیم و کنترل بودجه
حسابداری صنعتی ۱ و ۲
خاقانی درودگر شروان : نام او بنابر آنچه از تذکره ها برمی آید بدیل است و علاوه بر این خود او نیز در مواردی چند به نام خویش اشاره کرده و می گوید : بدل من آمدم اندر جهان سنائی را بدین دلیل پدر نام من بدیل نهاد و در تحفه العراقین می گوید : گر نه در توست سجده جایم پس من نه بدیل ، بوالعلایم اما بعضی از تذکره نویسان نام اورا ابراهیم و بعضی عثمان دانسته و ابو بدیل را برای او کنیه آورده اند . این خطا از آنجا برآمده است که خاقانی خود را در بیتی به ابراهیم پیغمبر مانند کرده است . به خوان معنی آرایی براهیمی پدید آمد ز پشت آزر صنعت ، علی نجّار شروانی پیش نام خاقانی افضل الدین بوده است و در سروده های خویش این پیش نام را گاه آورده است . گل علم و اعتقاد خاقانی خارش از جهل مستدل منهید افضل ار زین فضولها راند نام افضل به جز اضل منهید برنام خاقانی حسّان العجم بوده است ، بدان سان که در تحفه العراقین آمده است ، این برنام را افدر دانشور خاقانی ، کافی الدین عمر عثمان ، که در بیست و پنج سالگی او به جهان جاوید شتافته است ، بر او نهاده است : چون دید که در سخن تمامم حسّان عجم نهاد نامم چون پای دلم به گنج درکوفت سالم در بیست و پنج درکوفت چون دید از اهل نطق بیشم از شادی آن بمرد پیشم نام هنری (تخلّص) خاقانی در آغاز «حقایقی» بوده است . این نام تنها دو بار در سروده های او آورده شده است : چون کار به کعبتین عشق افتد شش پنج زنش حقایقی باید ز در تو چند لافم که تو روزی از وفا به حقایقی نگفتی که سگ در منی اما بر پیشانی پاره ای از نامه های خاقانی ، حقایقی در کنار حسّان العجم و خاقانی دیده می آید ، در دیباچه ی تحفه العراقین که خاقانی خود آن را نوشته است ، نیز این نام هنری آمده است . نام هنری او پس از آن که به پایمردی بوالعلای گنجوی به خاقان اکبر منوچهر شروانشاه پیوست ، به خاقانی دگرگون شد ، این نام بارها در سروده ها و نوشته های آن بزرگ آورده شده است . و ابوالعلای گنجوی ضمن قصیده ای که به عنوان گله و شکایت از خاقانی سروده است می گوید : چو شاعر شدی بردمت نزد خاقان به خاقانی ات من لقب برنهادم زادگاه خاقانی شهر شروان ، از شهرهای ارّان بوده است و خاقانی خود در پاسخ به پرسش جمال الدین محمد موصلی ، ملک الوزراء در تحفه العراقین ، چنین از زادگاه خود یاد می کند : گفتا : «چه کسی و چیست نامت ؟ اصلت ز کجا کجا مقامت ؟ » گفتم : « متعلّمی سخندان ، میلاد من از بلاد شروان خاقانی بارها در سروده ها و نوشته های خویش از زاد بومش یاد کرده است ، گاه نیز این یادکرد تلخ و نکوهش آمیز است . تاریخ تولد خاقانی به تحقیق معلوم نیست اما در اشعارش چندین جا از سال 500 هجرت سخن رانده و گفته است : از لفظ من که پانصد هجرت چو من نزاد ماند هزار سال دگر مخبر سخاش دور کمال پانصد هجرت شمار و بس کان پانصد دگر همه دور محال بود خلقند متّفق که چو خاقانی ای نزاد این پانصدی که مدت دور کمال بود روانشاد استاد فروزانفر سال تولد اورا 520 دانسته است و بسیاری دیگر از محقّقین نیز سال 520 را سال تولد او می دانند . مادر خاقانی کنیزکی ترسا کیش بوده است که گویا در «جنگهای چلیپا» از روم به شروان آورده می شود ، در این سامان به اسلام می گرود و با علی درودگر پیوند زناشوئی برمی بندد . خاقانی مام خویش را بس گرامی می داشته است و همواره به نیکی و ستایش از او یاد کرده است و از مهر و وابستگی به او بوده که پایبند شروان می مانده است. خاقانی در تحفه العراقین چنین سروده است : کارم ز مزاج بد نرستی گر نه برکات مادرستی آن پیرزنی که مرد معنی ست آن رابعه ای که ثانی اش نیست وز رابعه در صیانت افزون بل رابعه ی نبات گردون پدر خاقانی نجّاری بود از اهل شروان که وی با همه ی خودستایی ها و گزاف گویی های خویش او را در این پیشه استاد می خواند و بیش از این چیزی در این باب نمی گوید . تاریخ و محل وفات خاقانی بنابر اصح اقوال در سال 595 هجری در تبریز بوده است و در قبرستا نی معروف به مقبره الشعرا به خاک سپرده شده است . در منابع تاریخی و ادبی ، سال وفات خاقانی به صورتهای مختلف ذکر شده است . اما در اینکه او در تبریز درگذشته و در مقبره الشعرا دفن شده محقّقان و دانشمندان اختلافی ندارند . خاقانی با شهرت و آوازه ای که داشته مزارش از همان قرن ششم زیارتگاه اصحاب علم و معرفت و اهل هنر و ادب بوده است. مقبره الشعرا دارای تاریخی هزار ساله است ، از قظران تبریزی و اسدی طوسی گرفته تا عاجز که در قرن سیزدهم می- زیسته شعرا و ادبای زیادی در آنجا مدفون شده اند . یادگارهای خاقانی : آنجه از سخن سالار شروانی بر جای مانده است چنین است : دیوان : دیوان خاقانی از دید فرهنگ وادب ، گنجینه ای است گران سنگ و ارزشمند که در چامه ها ، ترکیب بند ها ، غزل ها ، ربعی ها ، قطعه ها و سروده های تازی فراهم شده است . تحفه العراقین : سفرنامه ی درپیوسته ی خاقانی است که آن را در وزن مفعول مفاعلن فعولن سروده است . ختم الغرایب : او در این سروده برای صفاهان ثنا رانده و صدر الدین خجندی و جمال الدین موصلی ، از بزرگان سپاهان را ستوده است . نامه های خاقانی : نامه هایی است که خاقان سخن به بزرگان روزگار و یاران خویش نوشته است ، این نامه ها از دید شناخت خاقانی و راه بردن به گوشه ها ی تاریک از زندگی او ، نیز نشان دادن پیوندهایش با دیگران ارزش بسیار می تواند داشته باشد . نوشته های خاقانی نیز چون سروده هایش به شیوه ای برساخته و آراسته نوشته شده است . اما با همه یپیچیدگی و آراستگی که در نوشته های اوست ، پاره ای از نامه هایش به زبانی گرم و شورآفرین نوشته شده است و پیوسته نگارین سخن ،افروختگی ها و انگیختگی ها ی او را فرونیفسرده است ، این نوشته های خاقانی در شمار شیواترین و هنری ترین نمونه ها در نثر فنی پارسی می تواند بود و خاقانی توانسته است در آنها به «غایت شعوذه ی خاطر» آن چنان که خود نوشته است ، دست یابد و از سخن متکلّف و خلق بپرهیزد .