X
تبلیغات
رایتل
+ سجاد چهارشنبه 7 مهر 1395 01:15

انسان از دیرباز همواره در پی شناخت پدیده های پیرامون خود بودهاست. اما این شناخت با شکلگیری نگرشهای نوینی در
حوزهی علوم انسانی و اجتماعی که در پی تحولات عظیمی که در قرن اخیر در حوزهی علوم تجربی رخ داد روبرو گشت.
جریانهای فکری و نگرشهای متفاوتی که در آنها گاهی عاملیت بر ساختار و گاهی ساختار بر عاملیت تقدم دارد. نحلهی
فکری دیکانستراکشن که ژاک دریدا آنرا معرفی میکند یکی از این نگرشهای نوین است که به نقد مبانی فلسفی گرایشهای
نظری پیشین خود میپردازد و بر عدم تقدم میان ساختار و عاملیت تأکید دارد و حقیقت و فلسفهی شناخت و هرمنوتیک را
به چالش میکشد و با اشاره بر اینکه حقیقت همواره در پشت استعاره پنهانی موضع گرفته است آنرا چیزی جز تعویق نمیداند.
هدف از این نوشتار که به صورت کتابخانهای گردآوری شده است ابهام زدایی از این جریان فکری با نفوذ و همچنین پرداختن
به مبانی فلسفی دیکانستراکشن از منظر تنی چند از مهمترین متفکران انسانشناس و جامعهشناس نوین همچون ژاک لاکان،
ژولیا کریستوا، رولان بارت، میشل فوکو و ژاک دریدا است. در این مقاله که در ابتدا به اصول فکری استراکچرالزم از منظر
متفکران کلاسیک آن یعنی فردیناندو سوسور و کلود لوی استراوس و مقدمات فلسفی شکلگیری جریان فکری
دیکانستراکشن و سپس به نشانهشناسی پساساختارگرایی و تعریف ویژگیهای نظری دیکانستراکشن پرداخته شدهاست.


خرید و دانلود گذار از استراکچرالیزم به دیکانستراکشن